اسكندر بيگ تركمان
779
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
تاتار نويد داده در مقام تربيتش درآمدند و در هنگامى كه حضرت اعلى لشكر بآذربايجان كشيده بتسخير آنجا مشغول بودند وزراء و اركان دولت عثمانى بغازيگراى خان تكليف كرده بودند كه بجانب شيروان لشكر كشيده در معاونت پاشايان و محاربهء جنود قزلباش سعى موفور بظهور آورد او بنابر ارتباط مودت و دوستى نواب اعلى از اين معنى سرباز زده بمعاذير دلپذير تمسك جست در اين اثنا اجل طبيعى او را دريافت و عالم فانى را وداع نموده بجهان باقى شتافت امراء و اعيان تاتار توقتمش گرايخان پسر او را قايم مقام گردانيدند اما اركان دولت عثمانى اولاد غازيگرايخان را بنابر آنكه پدرش را بدوستى قزلباش متهم ميداشتند شايسته سلطنت ندانسته سلامت گراى را بلقب خانى ملقب گردانيده بكفه فرستادند و عظماء آن طايفه را بوعده و وعيد باطاعت و انقياد او ترغيب نمودند آن جماعت بحقيقت رعايت و اصطناعات چندين سالهء غازيگرايخانرا كان لم يكن انگاشته بنابر عافيت و سلامت طلبى اولاد او را از مخالفت امر خواندگار و منازعهء عم زاده مانع آمده بجانب سلامتگراى رغبت نمودند و او بيمانع و منازعى تكيه بر مسند خانى زده دود از دودمان غازيگراى برآورد . در اينسال كه سنهء پيچى ئيل سبع عشر و الف است بر سرير سلطنت و خانى الوس تاتار تمكن دارد و نسبت بخواندگار كمال اطاعت و متابعت سلوك ميدارد و در استنبول از خدمت خواندگار تعهد نموده بوده كه لشكر بجانب شيروان كشيده بمرافقت روميه آن ولايت را از تصرف قزلباش بيرون آورد اما چون [ 550 ] بمقر سلطنت رسيده ريش سفيدان قوم او را از اين خيال محال باز آورده خاطر نشان او كردند كه سفر شيروان و منازعه قزلباش بدودمان شما مبارك نيست زيرا كه در اول حال كه محمد - گراى لشكر بشيروان فرستاده برادران خود را در آنجا گذاشت عادلگراى گرفتار جنود قزلباش گشته بقتل رسيد و بعد از آن غازيگراى نيز گرفتار شده چند سال محبوس بود تو ثالث آنها مباش و از كلام مجرب مشهور لا تثنى شئ الاوقد تثلث احتراز نماى . سلامتگراى را اين سخن در ضمير جايگير آمده از آمدن اجتناب نمود اما قرارداد كه موازى ده هزار كس از راه كعبه و طرابلس باناطولى فرستد كه بلشكر سردار روميان ملحق گرديده بخدمات قيام نمايند حسب الوعده شش هفتهزار كس فرستاد و در جنگهاى جلاليان همراه مراد پاشا سردار بودند بعد از آن سردار ايشان را بگرجستان مسق و آخسقه فرستاد كه در آنجا بسر برند بتدريج جمعى از آن طبقه در معارك بقتل رسيده بعضى باوطان مراجعت نمودند دو هزار نفرى كمابيش در آخسقه مانده جيل پاشا را حاكم ايشان كردهاند خاتمت احوال ايشان و كشته شدن جيل پاشا را در طى وقايع سال ايتئيل تسع عشر و الف كه مراد پاشا به تبريز آمد مرقوم كلك بيان خواهد كرد انشاء اللّه تعالى . مدت سلطنت غازيگراى خان در الوس تاتار بيست و پنج سال بود و او پادشاه قابل مستعد و عاقل مجاهد غازى بود تركى و فارسى را مربوط و منشيانه مينوشت اشعار عاشقانه تركى و فارسى بسيار دارد و غزائى تخلص ميكرد اين مقطع تركى ازوست . قطعه اى غزائى ينه بو شعر درربار نك ايله * معرفت ملكنى آل خسرو تاتار اوله كور